سوال کاربردی: RMS چگونه باید آماده و مدیریت شود؟

 

پردازش کود

عوامل بیماری زا  در  کود را می توان با کمپوست کردن مواد در داخل ری اکتور یا در فضای باز ، هوادهی کود مخلوط با ادرار (که تازه از کف جمع شده است)، هضم بی هوازی و استفاده از آهک  یا پراستیک اسید و اصلاح حرارتی کاهش داد.

تنها  هضم و کمپوست کردن به فراوانی برای تبدیل کود به بستر استفاده می شوند. بعد از ۱۴ روز تعداد باکتری یافت شده در کمپوست RMS کاهش یافته و برای استفاده در بستر مناسب می شود. کمپوست کردن محیطی مناسب برای باکتری های عامل فساد غذایی و باسیلوس سریوس بیماری زاکه اسپورهای آن در پاستوریزاسیون بقا پیدا می کنند، ایجاد می کند، و به همین علت برخی دامداران و خریداران شیر استفاده از آن را مناسب نمی دانند. کمپوست کردن کود چه به شکل انباشتن آن و چه با استفاده از ماشین آلات مکانیکی منجر به کاهش موارد قابل تشخیص کلی فرم ها می گردد. که البته درسطح بستر تعداد  کلی فرم ها به سرعت افزایش می یابند، که ممکن است   ناشی از رشد باکتری های زنده یا آلودگی مجدد بستر باشد.

جمعیت عوامل پاتوژن متعاقب فرآیند هضم ، به مواد اولیه و دمای هضم کننده بستگی دارد. به طور کلی جمعیت باکتریایی بعد از هضم به میزان قابل توجهی کاهش می یابد و کلی فرم ها معمولاً به سطح غیر قابل کشت می رسند.  با این حال درجه حرارت در  هضم کننده  بسیار حائز اهمیت است. هضم کننده های مزوفیلیکی  می‌توانند جمعیت باکتریایی را در دماهای ۳۰ تا ۳۸ درجه را افزایش دهند.با استفاده از  مزوفیلیک های بی هوازی در هضم کود ۹۰ درصد از   باکتری های اشرشیای کولای، سانمونلا انتریتیکا سروتیپ تایفیموریوم و یرسینیا انتروکولیتیکا در مدت ۰.۷ تا ۰.۹ روز  (برای هضم کلی[۱]) و در  مدت زمان  ۱.۱ تا ۲.۵  روز برای هضم نیمه پیوسته[۲]، کاهش می یابند. برای کاهش ۹۰ درصدی لیستریا مونوسایتوژنز  زمان بیشتری نیاز است که این زمان که سی و هفت روز در طول هضم نیمه پیوسته و ۱۲ روز درطول هضم کلی می باشد.  هضم بی هوازی تاثیر اندکی بر روی تعداد کمپیلوباکتر ججونی  های زنده دارد.  جمعیت مایکوباکتریوم اویوم گونه های پاراتوبرکلوزیس (MAP)  به دنبال هضم تا حدودی کاهش یافته  با این حال الزاماً حذف کامل رخ نمی دهد.

مدیریت کاربردی

مبانی علمی به منظور اقدامات  مدیریتی موثر و مناسب برای بسترهای RMS  محدود می باشد مطالعات آزمایشگاهی و مقایسه دامداری ها نشان می دهد، مدیریت بستر بیش از نوع ماده مورد استفاده بر روی بار میکروبی آن اثر دارد ، با این حال RMS  بار بالای باکتری به شکل اولیه و ظرفیت بالای جذب و آزادسازی آب دارد که دامداران از این موضوع باید آگاهی داشته باشند. الگوی رشد میکروبی ممکن است در نواحی ساحلی نسبت به نواحی  غیر ساحلی متفاوت باشد، بنابراین شاید نتوان   تجارب مدیریتییک ناحیه را به ناحیه دیگر انتقال داد. خاصیت جذب رطوبت RMS   بدین معنی است که این نوع بستر باید در زیر پوشش تهیه شده و تنها در محیط هایی با تهویه مناسب به کار گرفته شود.

با اینکه توصیه کلی بر این است که  از انبار کردن RMS  خودداری شود ، اما بر اساس یک روش هلندی ذخیره سازی RMS  در داخل پک فشرده و پوشیده شده  نشان داد که جمعیت کلی باکتریایی ،اشرشیای کولی ها و کلپسیلا ها بعد از ۶ هفته  افزایش قابل  توجهی نیافت. مواد تا حد زیادی از نظر فیزیکی و شیمیایی بدون تغییر بودند،  زیرا کمبود کربوهیدراتهای سریع الهضم  مانع تخمیر شده و شرایط بی هوازی مانع کمپوست شدن شده است.

برای کشاورزانی که از RMS برای بستر فری استال استفاده می کنند، توصیه می گردد که یا روی تشک ریخته شود و یا اینکه به شکل بستر عمیق از آن استفاده شود. بستر های عمیق به خودی خود احتمالا باعث راحتی جسمی گاو شده و عمق آن بر باکتری ها اثر گذار خواهد بود. (استفاده از) بسترهای کم عمق و تعویض مکرر (آنها)نسبت به بسترهای عمیق که به ندرت جایگزین می شوند احتمالاً باعث کنترل بهتر کلی فرم ها به ویژه  کلبسیلا ها   می شوند، اما تعداد استرپتوکوک ها در بسترهای سطحی و کم عمق به نظر بیشتر است. این رخدادمی تواند ناشی از افزودن مکرر موادجدید باشد، چراکه  سطح اولیه استرپتوکوک ها در بستر کود بالا است، هرچند در این آزمایش ها اثر عمق بستر و دفعات جایگزینی آن از یکدیگر مجزا نشدند.

شوارتز و همکاران ( ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱)   میزان افزودنRMS  روزانه و هفتگی به بسترهای عمیق فری استال هارا در دو مزرعه مقایسه کرده و دریافتند که فصل، تاثیر بسیار بیشتری بر تعداد باکتری نسبت به دفعات بستر سازی دارد. تهیه روزانه بستر  تعداد باکتری ، کیفیت شیر یا ورم پستان را در مقایسه با تهیه هفتگی آن ضرورتا بهبود نمی دهد. استفاده از مواد افزودنی برای تغییر پی اچ بستر بعضی مواقع برای کنترل جمعیت باکتری ها پیشنهاد می گردد. که تاثیر آن معمولاً کوتاه مدت و حدود ۲۴ تا ۴۸ ساعت می باشد.  هوگان و همکاران ( ۱۹۹۹)اثر تغییرپی اچ بر بار میکروبی RMS را مطالعه کردند. هرچند هر دو کاندیشنر اسیدی و بازی باعث کاهش جمعیت باکتری در RMS استفاده نشده، شده اند، اما تنها کاندیشنر بازی و آهک هیدراته باعث مهار باکتری در بستر استفاده شده و آن هم تنها برای یک روز شده اند. استفاده از کاندیشنر اسیدی تاثیر اندکی بر روی باکتری های بستر داشت.

فیکن و ون لاورن (۲۰۱۲) آهک و ماده قلیایی تجاری را به RMS در فری استال ها اضافه کردند. نتایج نشان می دهد که تغییر ph برای کاهش قابل قبول تعداد باکتری ها کافی نیست اگرچه کاهش قابل توجهی در باسیلوس سرئوس همراه با استفاده از ماده قلیایی تجاری مشاهده شد.

شواهد علمی به منظور مدیریت  ایده آل( به عنوان مثال از نظر طراحی بستر، دفعات ساخت بستر ،هوادهی و تعویض بستر) محدود و در مواردی متناقض است. از آنجایی که آزمایشات تجربی مشخص کرده است که استفاده از بستر تازه و خیس  می‌تواند مشکلات بهداشتی پستان را افزایش دهد، این حوزه به تحقیقات بیشتری نیاز دارد.

نتیجه گیری:

بازیافت مواد جامد کود به عنوان  بستر از نظر قابل دسترس بودن، راحتی و در برخی از موارد از نظر اقتصادی می‌تواند مزایایی برای دامداران آن داشته باشد. دامداران انگلستان همچنین از مزایای راحتی و تمیزی گاو در مقایسه با بستر های قبلی آگاه هستند. گزارشات کمی به منظور مقیاس مطلق مزایای رفاه این مواد وجود دارد ،  ولی بدون تردید در مقایسه با دیگر مواد ساینده موجود، استفاده از آنها بهتر است. با توجه به کمبود اطلاعات  در مورد بسیاری از پیامد های بلند مدت ،چالش ها و خطرات مرتبط با استفاده از از این بستر ها هم چنان مطرح است. گزارشات موردی از دشواری در حفظ سلامت پستان در بستر RMS وجود دارد اما هیچ مطالعه ای تاکنون در مورد اثرات بلند مدت آن بر روی ورم پستان بالینی و تحت بالینی انجام نشده است، همچنین اطلاعاتی مبنی بر  پیامد های  بالینی در مورد سایر بیماری‌ها نیزگزارش نشده است. اطلاعات کمی در مورد  تاثیر حفظ مواد در داخل چرخه بسته ، اثرات استفاده از آن بر روی حدت پاتوژن ها و مقاومت  ضد میکروبی و خطر عوامل پاتوژن هوازاد ناشی از آن دردسترس است. دامدارانی که از RMS به عنوان بستر استفاده می کنند، باید این کار را با احتیاط انجام داده، راهکارهای لازم برای کاهش خطر را مد نظر قرار دهند. در این دامداری ها مدیریت بهداشت بستر وشیر دوشی به شکل دقیق انجام شود و تاثیرات آن بر سلامت گله را به طور دقیق بررسی شود. فاکتورهای مهم در مدیریت گله شامل تعمیر و نگهداری صحیح ماشین ها و ابزار ها و نظارت بر محصول، استفاده از بستر دردامداری با طراحی صحیح و ممنوعیت استفاده از RMS در زایشگاه و یا محل نگهداری گوساله های جوان است. در انتقال رویکردهای مدیریتی از نواحی با آب و هوای خشک و گرم به نواحی مرطوب و خنک دقت نظر باید انجام گیرد.

[۱] Batch digestion

[۲] semi-continuous digestion